غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

61

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

دولت پنجم دولتى كه از پادشاهان كلدانى به پادشاهان ايران رسيد قوم ايرانى را شرف و عزتى بس والاست . سرزمينشان در وسط سرزمينهاى اقوام ديگر است و از نيكوترين اقليمهاست و شهريارانشان كه در سياست از همهء شهرياران برتر بودند اين قوم را در حمايت خود گرفته و دست ستمگران را از ستمديدگان كوتاه مىكردند و آنان را به كارهايى ، كه از آن بر دوام بهره‌مند باشند ، وامى داشتند ، و امور كشور را به نيكوترين وجهى به حيطهء انتظام مىآورند . ايرانيان را به صناعت طب عنايتى خاص است و به احكام نجوم معرفتى تمام ، و از روزگاران باستان به رصد كردن ستارگان اشتغال داشته‌اند . برخى از دانشمندان ايرانى مىگويند كه نخستين كسى كه پس از طوفان [ نوح ] به پادشاهى نشست ، از فرزندان سام بن نوح كيومرث بود كه در سرزمين ايران بود . او براى اصلاح راهها و كندن نهرها و ذبح حيواناتى كه گوشتشان خوردنى است و كشتن درندگان آلات و ابزارى اختراع كرد . همواره پادشاهى در ميان فرزندان او بود تا آنگاه كه دارا پسر دارا - آنكه با اسكندر جنگ كرد - به پادشاهى رسيد . دارا در اين جنگ كشته شد « 145 » . پس از او اشكانيان آمدند « 146 » و نخستينشان اشك بود . سپس ، اشك پسر اشك به پادشاهى رسيد و اين اولين كسى است كه شاه ناميده شده است . پادشاهى در اين خاندان دوام يافت تا به ساسانيان رسيد . نخستين پادشاه ساسانى اردشير پسر بابك پسر ساسان از فرزندان گشتاسب بود . اردشير پادشاهى نيك سيرت و دادگر بود .